السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

62

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

آدم از تمام انواع گل بوده است و يا از نوعى خاصى از آن ؟ حضرت پاسخ فرمودند : سرشت وى از تمام گل بوده است و اگر غير اين مىبود انسانها يكديگر را باز نمىشناختند و تمام آنها به يك شكل و صورت مىبودند و همچنانكه خاك كرهء زمين در رنگهاى مختلف از سفيد و سرخ و بور و زرد متنوع است و نيز به جهت شرايط آب و هوايى به صورت حاصلخيز و شوره‌زار درآمده است به همان شكل انسانها نيز به صورت نژادها و رنگهاى مختلف در سراسر جهان پراكنده شده‌اند . [ 1 ] از امير المؤمنين ( ع ) روايتى است كه فرموده‌اند : خداوند تعالى به جبرئيل امين فرمان داد تا از پهنهء زمين و دشتها و بلنديهاى آن چهار نوع گل را فراهم سازد ، گل سفيد و سرخ و سياه و خاكى رنگ سپس به او فرمان داد تا چهار نمونه از آبهاى زمين يعنى آب گوارا ، آب شور ، آب تلخ و گنداب را به آن گلها بيافزايد ، آنگاه آب گوارا را در گلوى آدم ، آب شور را در چشمان او ، آب تلخ را در گوشهايش و آب متعفن را در ميان بينى او تعبيه و جارى سازد . [ 2 ] در توحيد مفضل از قول امام صادق ( ع ) و در بيان علت اين امر آمده است : قرار دادن آب گوارا در حلق آدم بدين جهت بود تا تناول غذا براى او لذت بخش باشد و علت قرار دادن آب شور در چشمان آدم براى اين بود كه باعث بقا و صحت مردمك چشم است و نيز بودن آب تلخ در گوش باعث عدم ورود حشرات به مغز انسان خواهد شد چرا كه به محض ورود در ميان لايه‌هاى آن خواهند مرد و در مواردى نادر نيز خواهند توانست از ميان آن عبور كرده و به سيستم عصبى مغز رخنه نمايند . در اينجا به ذكر واقعه‌اى كه بىارتباط با حديث مولانا على ( ع ) نمىباشد مىپردازم ، روزى زنى نزد من آمده و اظهار داشت كه هزار پايى از راه گوش وارد مغز او شده و به تناوب از مغزش تغذيه مىكند و گاه جنبشى از آن حيوان حس مىكند و اين حالات سالهاست كه ادامه دارد و پزشكان عقيده دارند كه مىبايست تكه‌اى از استخوان جمجمه او برداشته شود تا بتوانند بدان حيوان دست يابند ، آن زن نظر مرا در اين مورد جويا شد . در كتابهاى طب قديم نظير چنين حادثه‌اى را در زمان

--> [ 1 ] علل الشرايع . ص 471 [ 2 ] علل الشرايع - ص 2